تبلیغات
بحارالانوار - مصیبت کمر شکن

مصیبت کمر شکن

لقمان حكیم به مسافرت طولانى رفته بود، پس از برگشت غلامش به حضور او رسید. از غلام پرسید:
پدرم چكار مى كند:
.....
لقمان حكیم به مسافرت طولانى رفته بود، پس از برگشت غلامش به حضور او رسید. از غلام پرسید:
پدرم چكار مى كند:
غلام گفت : پدرت مرد.
لقمان گفت : صاحب سرنوشت خود شدم .
سپس گفت : همسرم چه كار مى كند؟
غلام گفت : او نیز مرد.
لقمان گفت : بسترم تازه گشت .
پس از آن پرسید خواهرم چه كار مى كند؟
غلام : او نیز مرد.
لقمان : ناموسم پوشیده شد.
سپس پرسید: برادرم چكار مى كند؟
غلام : او نیز مرد.
الان انقطع ظهرى : اكنون كمرم شكست .(112)

[ یکشنبه 8 مرداد 1391 ] [ 11:03 ق.ظ ] [ مصطفی دهقان نژاد ]