تبلیغات
بحارالانوار - انسان خوشنخت

انسان خوشنخت

روزى كاروان پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله ) از محلى مى گذشت ، به اصحاب فرمود:
اكنون شخصى از طرف این بیابان ظاهر مى گردد كه سه روز است شیطان ارتباطى با او ندارد.
طولى نكشید عربى نمایان گشت كه پوستش به استخوان چسبیده بود، چشمهایش به گودى افتاده و لبهایش از خوردن گیاهان سبز شده بود. نزدیك آمد، پرسید: پیغمبر كیست ؟
....
روزى كاروان پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله ) از محلى مى گذشت ، به اصحاب فرمود:
اكنون شخصى از طرف این بیابان ظاهر مى گردد كه سه روز است شیطان ارتباطى با او ندارد.
طولى نكشید عربى نمایان گشت كه پوستش به استخوان چسبیده بود، چشمهایش به گودى افتاده و لبهایش از خوردن گیاهان سبز شده بود. نزدیك آمد، پرسید: پیغمبر كیست ؟
رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) را به او نشان دادند. خدمت پیغمبر (صلى الله علیه و آله ) كه رسید عرض كرد: یا رسول الله ! اسلام را به من یاد بده !
حضرت فرمود: بگو! ((اشهد ان لا اله الله و اشهد ان محمدا رسول الله )).
مرد اقرار كرد.
حضرت : نماز پنچگانه را باید بخوانى و ماه رمضان را روزه بگیرى ؟
مرد: پذیرفتم .
حضرت : حج خانه خدا را باید انجام دهى ، زكات بدهى و غسل جنابت را بجاى آورى .
مرد: قبول كردم .
مرد عرب پس از پذیرش اسلام همراه كاروان مسلمانان به راه افتاد. مقدارى راه طى كردند، كم كم شتر عرب از كاروان عقب ماند.
پیغمبر (صلى الله علیه و آله ) كه متوجه گشت ، ایستاد و از حال وى جویا شد.
عرض كردند: شترش نتوانست همگام با كاروان حركت كند، عقب ماند. مسلمانان براى جستجوى او به عقب برگشتند.
ناگاه دیدند پاى شتر به سوراخ موشى فرو رفته ، مرد از بالاى شتر افتاده است ، گردن وى و گردن شترش شكسته و هر دو همانجا جان داده اند.
پیامبر (صلى الله علیه و آله ) دستور داد خیمه اى زدند و در خیمه غسلش ‍ دادند. سپس رسول خدا خود وارد خیمه شد، او را كفن كرد.
آنگاه از خیمه بیرون آمد در حالى كه از پیشانى مباركش عرق مى ریخت ، فرمود: این مرد اعرابى ، در حال گرسنه از دنیا رفت و او كسى است كه ایمان آورد و ایمانش آلوده به ظلم نگشت ، با ایمان پاك از دنیا رفت .
از اینرو حوریان با میوه هاى بهشتى به پیشواز او آمدند، اطرافش را گرفته بودند و هر كدامشان عرض مى كرد:
یا رسول الله ! شما واسطه شوید این مرد، در بهشت با من ازدواج كند و همسر من باشد.

[ چهارشنبه 23 فروردین 1391 ] [ 04:57 ق.ظ ] [ مصطفی دهقان نژاد ]