تبلیغات
بحارالانوار - گریه امام صادق(ع)

گریه امام صادق(ع)

سدیر صیرفى مى گوید:
من با سه نفر از صحابه محضر امام صادق رسیدیم ، دیدیم آن بزرگوار بر روى خاك نشسته و مانند فرزند مرده جگر سوخته گریه مى كرد. آثار حزن و اندوه از چهره اش نمایان است و اشك ، كاسه چشمهایش را پر كرده بود و چنین مى فرمود:
....
سدیر صیرفى مى گوید:
من با سه نفر از صحابه محضر امام صادق رسیدیم ، دیدیم آن بزرگوار بر روى خاك نشسته و مانند فرزند مرده جگر سوخته گریه مى كرد. آثار حزن و اندوه از چهره اش نمایان است و اشك ، كاسه چشمهایش را پر كرده بود و چنین مى فرمود:
سرور من غیبت (دورى ) تو خوابم را گرفته و خوابگاهم را بر من تنگ كرده و آرامشم را از دلم ربوده .
آقاى من غیبت تو مصیبتم را به مصیبتهاى دردناك ابدى پیوسته است . گفتم :
خدا دیدگانت را نگریاند اى فرزند بهترین مخلوق ! براى چه این چنین گریانى و از دیده اشك مى بارى ؟
چه پیش آمدى رخ داده كه این گونه اشك مى ریزى ؟
حضرت آه دردناكى كشید و با تعجب فرمود:
واى بر شما، سحرگاه امروز به كتاب ((جفر)) نگاه مى كردم و آن كتابى است كه علم منایا و بلایا و آنچه تا روز قیامت واقع شده و مى شود در آن نوشته شده ، درباره تولد غائب ما و غیبت و طول عمر او دقت كردم .
و همچنین دقت كردم در گرفتارى مؤ منان آن زمان و شك و تردیدها كه به خاطر طول غیبت او كه در دلهایشان پیدا مى شود و در نتیجه بیشتر آن ها از دین خارج مى شوند و ریسمان اسلام را از گردن برمى دارند.... اینها باعث گریه من شده است .

[ پنجشنبه 13 بهمن 1390 ] [ 07:42 ب.ظ ] [ مصطفی دهقان نژاد ]