تبلیغات
بحارالانوار - آنچه مصلحت بود!

آنچه مصلحت بود!

صفوان بن یحیى مى گوید:
در مدینه محضر امام رضا بودم با عده اى از كنار شخصى كه نشسته بود رد شدیم . آن مرد به امام اشاره كرد و به عنوان امامت گفت :
....
صفوان بن یحیى مى گوید:
در مدینه محضر امام رضا بودم با عده اى از كنار شخصى كه نشسته بود رد شدیم . آن مرد به امام اشاره كرد و به عنوان امامت گفت :
این پیشواى رافضیها (شیعیان ) است .
به حضرت عرض كردم : شنیدید آن مرد چه گفت ؟
فرمود:
آرى ، اما او مؤ منى است ، در راه تكمیل ایمان گام بر مى دارد.
شب هنگام امام علیه السلام براى اصلاح او دعا كرد. طولى نكشید مغازه اش آتش گرفت و دزدان باقى مانده اموالش را به غارت بردند.
سحرگاه همان شب آن مرد را دیدم متواضع و پریشان در كنار امام نشسته است . امام دستور داد به او كمك كردند.
سپس خطاب به من كرد و فرمود:
صفوان ! او مؤ منى است در راه تكمیل ایمان قدم برمى داشت جزء آنچه دیدى به صلاح او نبود. (و راه اصلاحش همان بود كه انجام گرفت .

[ پنجشنبه 13 بهمن 1390 ] [ 07:35 ب.ظ ] [ مصطفی دهقان نژاد ]