تبلیغات
بحارالانوار - سردار عاقبت بخیر
بحارالانوار
پیامبر(ص): اولین کسی که به بهشت داخل می شود فاطمه (س) است.
چهارشنبه 12 بهمن 1390 :: نویسنده : مصطفی دهقان نژاد
عده اى از مردم كوفه نقل مى كنند:
ما در كاروان زهیربن قین بودیم ، همزمان با بیرون آمدن امام حسین علیه السلام از مكه ، به سوى كوفه حركت كردیم ، از ترس بنى امیه ، نمى خواستیم با كاروان حسین در یك منزل توقف كرده و با امام حسین ملاقات كنیم ، هر وقت كاروان امام حسین حركت مى كرد ما مى ایستادیم و هنگامى كه توقف مى كرد، ما حركت مى كردیم .
....
عده اى از مردم كوفه نقل مى كنند:
ما در كاروان زهیربن قین بودیم ، همزمان با بیرون آمدن امام حسین علیه السلام از مكه ، به سوى كوفه حركت كردیم ، از ترس بنى امیه ، نمى خواستیم با كاروان حسین در یك منزل توقف كرده و با امام حسین ملاقات كنیم ، هر وقت كاروان امام حسین حركت مى كرد ما مى ایستادیم و هنگامى كه توقف مى كرد، ما حركت مى كردیم .
از قضا در یكى از منزلگاه ها كاروان امام حسین توقف كرده بود، ما نیز ناچار در آنجا فرود آمدیم . در این میان نشسته بودیم و غذا مى خوردیم ناگهان فرستاده امام حسین وارد شد و سلام كرد و گفت :
زهیر! امام حسین تو را مى خواهد.
ما همگى از این پیشآمد مبهوت شدیم و زهیر اندكى به فكر فرو رفت ، ناگاه همسرش به زهیر گفت :
سبحان الله ! اى زهیر! در مقابل دعوت فرزند پیغمبر درنگ مى كنى ؟ چه مى شود كه نزد او بروى و سخنانش را بشنوى و برگردى ؟
زهیر پس از سخن شجاعانه همسرش تكانى خورد و برخاست و به خدمت امام حسین رفت ، چیزى نگذشت شاد و خندان برگشت ، به طورى كه صورتش برافروخته شده بود. دستور داد خیمه او را برچینند و اسباب و وسایل او را به سوى كاروان امام حسین ببرند.
سپس به همسرش گفت :
تو را طلاق دادم و مى توانى نزد خویشان خود بروى ، زیرا من دوست ندارم به خاطر من صدمه ببینى و من تصمیم دارم فداى امام حسین شوم .
سپس اموال او را به عموزاده اش سپرد تا به خویشان وى تحویل دهد. در این وقت آن بانو اشك ریزان زهیر را وداع كرد و گفت :
خداوند به تو خیر عنایت كند و تمنا دارم مرا روز قیامت نزد جد حسین علیه السلام یاد كنى .
آنگاه به همراهان گفت :
هر كس مایل است همراه من بیاید وگرنه اینجا آخرین دیدار من با شما است . اما داستانى برایتان بگویم :
به جنگ رومیان كه رفته بودیم ، در جنگ دریایى به خواست خدا، ما پیروز شدیم و غنائم بسیار به دست ما آمد. سلمان كه با ما بود پرسید:
آیا از این غنیمتها كه خداوند نصیبتان كرد خوشنودید؟
گفتیم : آرى ! البته كه خوشنود هستیم .
گفت :
پس چقدر خوشحال خواهید بود هنگامى كه سرور جوانان آل محمد - امام حسین - را درك كنید و در ركابش بجنگید؟ جهاد در ركاب او مایه سعادت دنیا و آخرت است .
پس از آن با همه وداع كرد و در صف یاران حسین علیه السلام قرار گرفت .



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 18 شهریور 1396 01:10 ب.ظ
Thank you for the auspicious writeup. It in fact was a amusement account it.
Look advanced to far added agreeable from you!
However, how can we communicate?
یکشنبه 15 مرداد 1396 11:37 ب.ظ
Hi, i read your blog occasionally and i own a similar one and i was just wondering if you get a lot of spam comments?
If so how do you prevent it, any plugin or anything
you can suggest? I get so much lately it's driving me insane so any assistance is very much appreciated.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

سلام این وبلاگ ک الان مشاهده میکنید سعی داره شما رو هر چه بیشتر با کتاب خواندنی و اموزنده بحارالانوار اشنا کنه.
ازتون ممنون میشم نظرتونو راجبه این وبلاگ برام بنویسین...
ممنون از همه...
nice to meet you all
مدیر وبلاگ : مصطفی دهقان نژاد
نظرسنجی
در مورد این وبلاگ چه نظری دارید؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
بحارالانوار