تبلیغات
بحارالانوار - محل ولادت رسول اکرم
درآمد
خداوند توفیق داد تا در نیمه نخست مرداد سال 1376 در خدمت زائران خانه خدا، به عمره مشرّف شوم. در این سفر بر آن شدم تا جستجویی در باره "مولدالنبی"، كه محل آن در قسمت پایین شعب ابی طالب بوده، داشته باشم. برای دستیابی به این هدف، راهی "مكتبة المكة المكرمه"، كتابخانه ای كه در سال 1370 قمری توسط شیخ عباس بن یوسف القطان شهردار وقت مكه، در مكان مولد النبی بنا گردیده است، شدم. این كتابخانه تا چند سال قبل به نام مكتبة القطان نامیده می شده است. این بنا سال ها پس از روی كار آمدن وهابیان و تخریب بنای مولد النبی بوده است. این كتابخانه كه اهمیت ویژه ای داشته و بالغ بر هزار و اندی نسخه خطی دارد (و فهرست آنها را مؤسسة الفرقان زكی یمانی در لندن در چند مجلد چاپ كرده) از كتابخانه های قدیمی شهر مكه است. بسیاری از علما و بزرگان مكه مانند شیخ ماجدالكردی و شیخ عبدالمالك الطرابلسی كتاب های خود را به این كتابخانه اهدا كرده اند كه به نام خود آنها در بخش های خاصی نگهداری می شود.
     كتابی با نام مكتبة المكة المكرمه توسط عبدالوهاب ابراهیم ابوسلیمان (در مطبوعات مكتبة ملك فهد الوطنیه، ریاض، 1416) چاپ شده كه شرحی است درباره این كتابخانه و پیشینه آن. در این كتاب تصویری نقاشی از بنای مولد النبی چاپ شده كه به نظر می رسد منحصر به فرد بوده و متأسفانه بجز آن، عكسی از بنای كهن مولد النبی در دست نیست. كامل تر از این تحقیق، رساله فوق لیسانسی است كه هنوز چاپ نشده اما دو نسخه از آن در كتابخانه موجود بود. عنوان این رساله "مكتبة المكة المكرمة، دراسة تاریخیه" بود كه توسط صالح بن عبدالعزیز المُزَیْنی نوشته شده و به جامعة ملك عبدالعزیز در جده در سال 1416 تقدیم شده بود. با بررسی این رساله، دریافتم كه استاد محقق حَمَد جاسر در سال 1402 در دانشگاه ام القری یك سخنرانی در باره مولد النبی و برخی دیگر از اماكن مكه ایراد كرده است. محمد حسین زیدان در "عكاظ" مقاله ای مفصل در نقد حمد جاسر نوشته كه در شماره 5849 سال 23، شنبه 13 شعبان 1402 منتشر شده است. ما این مقاله را به دست نیاوردیم. چند سال بعد، در سال 1406 دكتر محمد عبده یمانی1 مقالی در رد بر او نوشته است. با مراجعه به كتابخانه دانشگاه ام القری مقاله حَمَد جاسر را، كه در مجله العرب ـ كه حمد جاسر در سال 1386 آن را تأسیس كرده ـ چاپ شده بود، بدست آوردم و توفیق آن را یافتم تا در همان حرم مكی ترجمه كنم كه در ادامه خواهد آمد. اگر توفیقی بود مقاله محمد عبده یمانی را نیز برای شماره بعد آماده چاپ خواهم ساخت. صفحاتی از رساله فوق لیسانس مذكور را كه در باره پیشینه بنای مولد النبی است، با كمك دو تن از كتابداران فعلی كتابخانه با نام های وائل حسین بركات و یاسر احمد حسن عنبر زیراكس گرفتم كه امید است ـ ان شاء الله ـ بتوانم آنها را هم در فرصت مناسب چاپ كنم. به این مناسبت از این دو كتابدار تشكر می كنم.
[*] عنوان عربی مقاله حاضر چنین است: "الآثار الاسلامیة فی مكة المشرّفة" . این مقاله به صورت سخنرانی در شب چهارشنبه 13 جمادی الثانی 1402 در دانشگاه ام القرای مكه ایراد شده و سپس در مجله العرب، سال هفدهم، ش 3 ـ 4 ، صص 16 ـ 17 چاپ شده است.
 
مقدمه  پیش از هر چیز باید ابراز كنم كه بنده از شیفتگان آثار تاریخی بوده و از كسانی هستم كه دیگران را به پاسداری از آنها دعوت می كنم; چه آثار تاریخی كهن، چه آثاری كه سبب عبرت و موعظت است و چه آنها كه در درون انسان یادی از حادثه ای بزرگ به وجود آورده یا عمل نیك قابل پیروی از صاحب آن اثر را نشان می دهد. من بیش از نیم قرن قبل، شرح حال مورخ مكه، تقی الدین حسنی فاسی (م 823) را نوشتم و در آن نوشته، اشاره به كتابه های موجود در مساجد و رباط ها و آثار باقی مانده بر قبور كرده و آرزو نمودم كه تصویر این كتابه ها تهیه شده و پس از جمع آوری، مهمترین آنها نگهداری شود. همین درخواست را در مقاله ای كه درباره كتاب "نورالقبس" (تصحیح رودلف زنهایم) در مجله العرب (سال اول، ص459) نوشتم مطرح كردم و در آنجا نوشتم: نكته شگفت آن كه این مصحح، وقتی در مقدمه كتاب از نخستین تلخیص این كتاب توسط بشیر بن حامد سخن می گوید، می نویسد:
     "شانس مرا یاری كرد كه به برخی از كتابه های قبور باب المعلی در مكه دسترسی پیدا كنم كه از جمله قبر بشیر بن حامد بود وان شاءالله درباره آن مقالی مفصل خواهم نوشت."
     محققان غربی تا این اندازه در شناخت آثار تاریخی ما و كتابه های روی سنگ های ما حریص اند; در حالی كه در میان ما كسانی این سنگ ها را می شكنند. البته حرمت كتابت بر سنگ، برای ما هم قابل درك است! اما سزاوار است آنچه از این كتابه های تاریخی بر جای مانده، به جای امنی منتقل و برای بررسی نگهداری شود; هم از حیث تطور خط عربی و هم در جهت بررسی زندگی بزرگان; درست همانند حفاظت از كتابه های منقوش بر صخره ها.
     زمانی كه مجله العرب را در رجب سال 1386 تأسیس كردم، از استاد عبدالله عریف شهردار مكه درخواست كردم كه كتابی در جغرافیای مكه و تطوّر آبادی آن در گذشته، بنویسد و در روی نقشه به محل آثار تاریخی اشاره كند. این پیش از آن بود كه تحولات اخیر، كه نزدیك است تا تمامی آثار تاریخ قدیمی را از بین ببرد، به وجود آید. اما وی در مقاله ای كه در روزنامه "البلادالسعودیه" چاپ كرد، از این كار عذر خواست و نوشت: حَمَد از من چیزی خواسته كه امید دارم شخصی كه توانایی بیشتری دارد آن را انجام دهد.
     من به آثار تاریخی از زاویه یك بهره جوی پندگیر، كه می كوشد به حقیقت آثار دست یابد و از هر آنچه جز دستیابی به معرفت است دوری كند، می نگرم.

 
آثار موجود در این شهر 
نخست; مشاعر مقدسه در مكه، منا، مزدلفه، عرفات و مواقیت مكانی حج كه خداوند خود متكفل حفظ و پاسداری از آنهاست; چرا كه با عبادت بندگان وی، در انواع و اقسام عبادات، مربوط است.
     دوم; آثاری كه به زندگی روزمره ساكنان این شهرِ پاك مربوط می شود; مانند مساجد، مكان های ولادت، قبور و سایر امكنه. بحث من درباره دسته دوم است، آن هم به اختصار. ابتدا نكته ای را كه به طور عموم پایه بحث از این قبیل آثار است عرض می كنم. آن نكته این است كه سلف صالح ما در سه قرن نخست هجری، اهتمامی در حفظ آثار خود نداشته و در تعیین محل و زمان آن آثار اعتنایی نمی كردند. حتی گاه كه از افراط دیگران را در بزرگداشت آن آثار می دیدند، در از میان بردن آثار می كوشیدند. كما این كه عمر بن خطاب با دیدن اقبال مردم در زیارت "شجره رضوان"، جایی كه مسلمان با رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در زیر آن بیعت كردند و آیه: {لَقَد رَضِیَ اللهُ عَنِ المُؤمِنینَ إذ یُبایِعُونَكَ تَحتَ الشَّجَرَةِ}2 نازل شد، دستور داد تا آن را قطع كردند. محققان در این باره به تفصیل سخن گفته اند.
     نیكوست تا این نكته را هم اشاره كنم كه تساهل علما در روایت و نقل آنچه در فضیلت برخی از اماكن آمده، سبب گسترش یافتن این قبیل آثار شده است; همانطور كه رقابت میان مردمان شهرها در برخی دوره ها، باعث فراوانی این قبیل فضیلت ها، به طرق و وسایل مختلف شده است.
     من بر آن نیستم تا در این زمینه به تفصیل سخن بگویم. تنها توجه خواننده را به شباهت موجود میان بسیاری از آثار در دو شهر مكه و مدینه جلب می كنم; مانند فراوانی مساجدی كه منسوب به اشخاصی از صدر اسلام است; یا نسبت بسیاری از قبور به برخی از چهره های مشهور در قبرستان معلاة و بقیع و حتی در باره چاه ها; مثل آب زمزم.
 
مكان های تولد در شهر مكه چه بسا مشهورترین این قبیل اماكن و قدیمی ترین آنها، مكانی است كه بسیاری از علمای متقدّم معتقدند كه رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در آنجا متولد شده و آن در شعب بنی هاشم واقع در سوق اللیل است; جایی كه علی رغم تغییرات فراوان، همچنان شهرت خود را حفظ كرده است. باید گفت كه بسیاری از علما در انتساب این مكان به رسول خدا(صلی الله علیه وآله)تردید كرده اند.
     چنین به نظر می رسد كه معتقدان به این انتساب، به قرائنی تكیه كرده اند. بدون تردید، پیغمبر(صلی الله علیه وآله) از اهالی مكه است و بنی هاشم عشیره نزدیك اویند كه محله شان در شعبی بوده كه به نام آنها شهرت داشته و بعدها به نام ابوطالب كه از جمله بنی هاشم است نامیده شده است. خانه ای كه مولد النبی دانسته شده، در همین شعب قرار دارد و از آنِ رسول خدا(صلی الله علیه وآله)بوده است. زمانی كه آن حضرت هجرت كرد، عقیل بن ابی طالب آن خانه را تصرف كرد، كما این در حدیث شریف آمده است: "هل ترك لنا عقیل من دار؟" آیا عقیل خانه ای برای ما باقی گذاشته؟ به همین دلیل برخی از علما كه ابن قیّم نیز در كتاب زاد المعاد در شمار آنهاست، نوشته اند:
     "تردیدی در این كه رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در میانه مكه متولد شده وجود ندارد."
     با این حال باید گفت برخی از عالمان پیش از ابن قیّم در این باره اختلاف نظرهایی را یاد آور شده اند. تقی الدین حسنی فاسی، مورخ مكه، در "شفاء الغرام" و "العقد الثمین" از قول مُغْلطای ، عالم حنفی مصری (م 689 ـ 762) كه از حفاظ است، نقل كرده كه حضرت در عَسْفان متولد شده است. مغلطای نوشته ای با عنوان "الاشارة الی سیرة المصطفی و تاریخ من بعد من الخلفاء" دارد كه نسخه آن در مكتبة الحرم المكی است3 و در آن آمده است: رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در مكه، در خانه ای كه از آنِ محمد بن یوسف برادر حجاج است متولد شد. نیز گفته شده در شعب متولد شده; و گفته شده: در رَدْم4 و گفته شده در عسفان.
     بنابر این، در این قول كه آن حضرت در مكه متولد شده تردیدی نیست اما، درباره تعیین محل تولد آن حضرت اختلاف شده است. محمد بن محمد بن سید الناس (671 ـ 734هـ .) در كتاب "عیون الأثر فی سیرة سید البشر" نوشته است: آن حضرت در خانه ای كه از محمد بن یوسف برادر حجاج دانسته اند، متولد شد. نیز گفته شده: در شعب بنی هاشم دیده به جهان گشوده است. (مطلب را با تعبیر تردید برانگیز "گفته شد" آورده است.) سهیلی (508 ـ 581هـ .) در كتاب "الروض الأُنُف" نوشته است: آن حضرت در شعب متولد شد. نیز گفته شده: در خانه ای نزدیك صفا كه بعدها از آن محمد بن یوسف برادر حجاج شد و زمانی كه زبیده به حج آمد در آنجا مسجدی ساخت.
     فاسی از این مطلب یاد كرده و آن را بعید دانسته است. او می نویسد: محل تولد رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در سوق اللیل مشهور است. سهیلی در باره مولد النبی مطلبی نوشته كه فاسی آن را آورده و نسبت به آن اظهار ناباوری كرده، می افزاید: شگفت تر از این، آن كه گفته شده آن حضرت در "ردم"; یعنی ردم بنی جُمَع متولد شده است.
       مقصود از "ردم" سدی است كه در سال هفدهم هجری در روزگار عمر، برای حفظ مسجد الحرام از سیل، ساخته شد. محل آن در بالاترین نقطه مدّعا ـ جایی كه برخی از علما نوشته اند كه مُحْرم برای دعا در آن جا می ایستد، چون از آنجا كعبه مطهّره قابل دیدن است ـ قرار داشته است.
     اختلاف نظر درباره محل تولد آن حضرت ما را بر آن می دارد تا درباره قطعیت محل معروف و شناخته شده، به عنوان مولد النبی تردید كنیم و آن را فاقد استناد درست تاریخی بدانیم. این مطلبی است كه شیخ عبدالله عیاشی (1037 ـ 1090) در سفرنامه خود تشریح كرده و می نویسد:
     از كتاب های سیره چنین به دست می آید كه در باره محل تولد آن حضرت، در این كه در مكه بوده یا ابواء و این كه اگر در مكه بوده در شعب بوده یا محصّب یا جای دیگر، اختلاف نظر وجود دارد. من نمی دانم كه مردم تعیین این محل را به عنوان محل تولد از كجا به دست آورده اند، جز آن كه ثابت شود این خانه، خانه پدر یا جد حضرت بوده كه در آن صورت، این سخن كه تولد آن حضرت در مكه و در اینجا بوده طبیعی می نماید; چرا كه انسان به طور عادی در خانه پدرش متولد می شود. اگر مقصود از شعب، همان شعب ابی طالب باشد كه آن حضرت همراه بنی هاشم و بنی مطلب در قضیه صحیفه به آنجا رفته، چنین چیزی بعید نیست; چرا كه این خانه در نزدیكی نقطه پایانی شِعب قرار گرفته است.
     شگفت آن كه مردم، محلی را به اندازه یك قبر مشخص كرده آن را محل تولد حضرت می دانند. به نظر من تعیین چنین محلی از طریق روایتی ـ اعم از آن كه صحیح باشد یا ضعیف ـ بعید می نماید; چرا كه در اصل تولد آن حضرت در مكه، اختلاف است و در این كه اگر در مكه بوده در كدام شعب بوده و این كه اگر در این شعب بوده در كدام خانه بوده است. حتی بر فرض تعیین خانه، واقعا بعید است كه پس از گذشت سال های فراوانِ دوره انقطاع ثبت آثار، موضع آن معین باشد.
     تولد آن حضرت در جاهلیت بود و در آن هنگام كسی كه در پی حفظ اماكن باشد، وجود نداشت; به ویژه كه انگیزه ای هم برای این كار، نبوده است. پس از اسلام نیز از عدم توجه خاص صحابه و تابعین به اماكنی كه هیچ تشریعی در باره آنها وجود ندارد باخبریم. آنها در پی حفظ شریعت بوده و با شمشیر و زبان به دفاع از آن مشغول بودند و همین، دلیلِ از بین رفتن بسیاری از آثار تاریخی دوره اسلامی; از قبیل مساجد، میدان های نبرد و مدفن صحابه شده و اینها از اتفاقاتی است كه بسیار مهم بوده. بنابر این چگونه می تواند چیزی از جاهلیت بر جای مانده باشد; به ویژه در مواردی كه جز برای كسی كه رخ داده كسی در آنجا حاضر نبوده; مثل مولد علی(علیه السلام)، مولد عمر و مولد فاطمه(علیها السلام). اینها جاهایی است كه نزد مردم مكه معین و مشهور است و اظهار می كنند اینجا مولد فلانی و آنجا مولد دیگری است. در این قبیل موارد، احتمال درستی محل تولد این افراد بعیدتر از مورد مربوط به پیامبر است; چرا كه زمان تولد حضرت، آیات و نشانه هایی رخ داده كه موجب هوشیاری برخی از مردم نسبت به دلیل این تحوّلات غیر عادی می شده، حتی اگر در جاهلیت بودند; اما محل تولد اشخاص دیگر در آن دوره، عادتاً باید نامشخص باشد، مگر آن كه از همان شخص یا شخصی از خانه اش خبر خاصی نقل شده باشد.
     سخن عیاشی به آخر رسید در حالی كه بحث وی شامل تمامی محل های تولد منسوب به اشخاص و زنان رسول خدا(صلی الله علیه وآله)می شد. بنابر این لزومی به بحث در باره آنها وجود ندارد.
 
مساجد تاریخی     در مكه مساجد چندی برای زیارت وجود دارد; یكی مسجدی است در محله بالای مكه نزدیك "رَدْم" ـ مدّعا ـ كه به آن "مسجدالرایه" می گویند. گفته شده است كه رسول خدا(صلی الله علیه وآله)در آن نماز خوانده و پرچم خویش را به هنگام فتح مكه در آنجا قرار داده است.
     مسجد دیگری نیز در كنار مدّعا است كه در سمت چپ شخص عازم مكه و سمت راست شخصی است كه در حال خروج از مكه است. این مسجد نیز منسوب به رسول خدا(صلی الله علیه وآله)بوده و گفته شده كه حضرت نماز مغرب در آنجا خوانده است.
     مسجد دیگر مسجد مختبأ در سوق اللیل، در نزدیكی محلی است كه گمان شده مولد رسول خداست. گفته اند كه حضرت در آنجا از مشركین پناه گرفته است.
     مسجد دیگری در محله پایین مكه ـ مَسْفله ـ در نزدیكی بركة الماجن است كه منسوب به ابوبكر است. مسجدالجن، كه مسجدالبیعه و مسجدالحرس نیز نامیده شده، در شمار این قبیل مساجد است. همچنین مسجدالإجابه واقع در شعبی است كه نزدیك ثنیه اذاخر است. مساجد دیگری هم وجود دارد كه به رسول خدا(صلی الله علیه وآله) یا اشخاص دیگری از صحابه نسبت داده شده، اما سندی برای انتساب مزبور وجود ندارد. این مطلب منافاتی با قدمت این قبیل مساجد به عنوان اماكن تاریخی ندارد; بنابر این، از این زاویه باید مورد بررسی تاریخی قرار گرفته و به لحاظ محل عبادت می بایست مورد توجه و اهتمام باشد.
 
اماكن تاریخی    از مهمترین اماكن تاریخی، دو كوه حِرا و ثور از كوه های مكه است. در غار نخست، رسول خدا(صلی الله علیه وآله) عبادت می كرد و بر وی وحی آمد و در غار دوم، آن حضرت و ابوبكر در وقت هجرت از مكه در آن پنهان شدند و خداوند این آیت را فرستاد:
     {الا تنصروه فقد نصره الله اذا أخرجه الذین كفروا ثانی اثنین إذ هُما فی الغار، اذ یقول لصاحبه لاتحزن إنَّ الله مَعَنا}.
     از مشهورترین اماكن تاریخی نزدیك مكه، وادی حنین (یدعان) در بالای وادی شرائع است كه واقعه مذكور در قرآن در آنجا رخ داد; {ویوْمَ حُنَیْن إذْ أعجبتكم كثرتكم فلن یغن عنك شیئا}.
     لازم است اشاره كنم كه میان دو موضع حنین و اوطاس باید تفاوت گذاشت; چرا كه برخی از مورخان آنها را یك جا تصور كرده اند. اوطاس در شرق سلسله جبال حجاز است كه نزدیكترین منطقه مسكونی به آن عشیره است; در غرب وادی عقیق، در نزدیكی بركه ای كه در شمالِ متمایل به غربِ آن است.
 
مقابر (قبرستان حجون)  تردیدی نیست كه مقبره مَعْلاة در مكه مشرفه، بیش از هر مقبره ای به جز بقیع، مملو از اجساد پاك مؤمنان است. فیروز آبادی، نویسنده "قاموس المحیط" رساله ای با عنوان "إثارة الحجون لزیارة الحجون" در یاد از صحابه مدفون در این مقبره تألیف كرده كه علی بن ابی بكر صایغ از علمای مكه، در صفر سال 1287 آن را به شعر در آورده و نامش را "اللؤلؤ المكنون فی ذكر اسماء اهل الحجون" نهاده است. در آنجا آمده است كه شمار صحابه مدفون در بقیع 38 مرد و 7 زن است كه اسامی آنها را به نقل از رساله فیروز آبادی كه مشتمل بر شرح حال آنها بوده آورده است.
     دراین باره باید چند نكته را یاد آور شد:
     1 ـ نخست اختلاف در باره محل دقیق حجون در كتاب های كهن است. فاسی نوشته است كه حجون كوهی است در سمت چپ شخص عازم مكه و سمت راست فرد خارج از آن به منا. این بنابر چیزی است كه ازرفی و فاكهی، دو مورخ قدیمی مكه كه آثارشان به دست ما رسیده، نوشته اند.
     بنابر این، این مخالف با تصور عامه است كه حجون را ثنیه ای می دانند كه از آنجا به مقبره معلاة وارد می شوند. فاسی می افزاید: شاید بر اساس گفته ازرفی و فاكهی، حجون كوهی باشد كه گفته شده قبر عبدالله بن عمر در آنجاست، یا كوه برابر آن كه میان آن دو كوه و شعب معروف به شعب عفاریت قرار دارد. تمام.
     آنچه مورد نظر نویسنده "إثارة الحجون" بوده، همان است كه در میان مردم مشهور است.
     مورخ معاصرِ مكه، احمد السباعی بر این باور است كه ثنیه حجون در كوه متصل به شعب عامر بوده و اطلاق نام حجون بر آنچه اكنون معروف است پس از اسلام به وجود آمده است.5
     2 ـ نكته دیگری كه باید توجه داشت آن است كه، هر كسی كه در مكه درگذشته، لزوما در مقبره حجون مدفون نشده; این چیزی است كه از رساله صاحب قاموس به دست می آید. چرا كه در زمان ظهور اسلام، قبرستان هایی به جز مقبره حجون ـ كه همان مقبره معلاة است وجود داشته; از جمله آنها مقبره علیا میان معابده و ثنیة الخرمانیه ـ ثنیة اذاخر ـ بوده كه در جاهلیت و اسلام افرادی در آن دفن می شده اند. همچنین مقبره مهاجرین در حصحاص میان فخ و زاهر (شهداء). و نیز مقبره شُبَیْكه كه به مقبره احلاف مشهور بوده; چنانكه مقبره معلاة به "مقبرة المطیبین" شهرت داشته است. بنابر این نمی توان مطمئن بود هر كسی از صحابه كه در مكه در گذشته، در مقبره معلاة (حجون) دفن شده است.
     3 ـ قدیمی ترین مورخان تصریح كرده اند كه قبر هیچیك از صحابه، به جز قبر میمونه همسر رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در سَرِف شناسا نبوده است.
     فاسی می نویسد:
     "نه در مكه و نه در نزدیكی آن، قبری از صحابه به جز میمونه همسر پیامبر(صلی الله علیه وآله)را نمی شناسم. محل قبر وی را خلف از سلف روایت كرده اند. ابن خطیره در "الجامع اللطیف" در باره مقبره معلاة می نویسد: این قبرستان اجساد بسیاری از بزرگان صحابه و تابعین و علما و صحابه را در خود جای داده گرچه در حال حاضر به طور دقیق قبر هیچ یك از آنها شناخته شده نیست."
 
     در زمان ما ـ بلكه از شش قرن پیش ـ قبر ام المؤمنین خدیجه ـ رضی الله عنها ـ معین شده، در حالی كه اساسی جز جهل ندارد; اگر بپذیریم كه جهل هم می تواند اساس باشد! پس از آن قبه ای بزرگ كه این نام پاك را به خود گرفته ساخته شد. در قرن یازدهم دو قبه دیگر به نام قبه عبدالمطلب و قبه ابوطالب ساخته شد.
     پیوند این نام ها با زندگی رسول خدا(صلی الله علیه وآله)سبب ایجاد هاله ای از عظمت و جلال در اطراف آنها شد، به طوری كه بسیاری از افراد نابخرد درستی محل قبر خدیجه را پذیرفتند; چنانكه قبر عبدالمطلب جد آن حضرت و نیز قبر ابوطالب عموی پیامبر(صلی الله علیه وآله) را.
     من در مقالی دیگر با عنوان "خرافة قبة الیهودیه"6 گفتم: اموری هستند نادرست كه در گذر زمان، تاریخی شده و نسل ها خبر آن را روایت می كنند; آن گونه كه پس از گذشت عصرها و نسل ها، در میان مردم آنچنان جایگاه محكمی به دست می آورد كه امكان انكار آنها نیست. قبر حضرت خدیجه تا قرن هشتم هجری; یعنی در درازای هفت بلكه هشت قرن، نزد مورخان مكه مجهول بوده است; پس از آن در طول پنج قرن گذشته تا امروز معروف و محل آن معین شده است. این بعد از آنی بود كه یكی از عرفا در خواب دید كه گویا نوری در قبرستان معلاة پرتو افكنی می كند.(*) زمانی كه امیر مكه خبر این خواب را شنید دستور داد تا قبّه ای بر بالای مكانی كه آن عارف به عنوان محل آن نور دیده بسازند. باور امیر آن بود كه این مكان جایی جز قبر خدیجه نمی تواند باشد.7 مرجانی در كتاب "بهجة النفوس و الأسرار" این خبر را به اختصار آورده و در ادامه نوشته است: نمی توان تعیین محل قبر را بر یك امر ناشناخته ای عنوان كرد.
[*] نكـ : "البحر العمیق فی العمرة و الحج لبیت الله العتیق" از محمد بن احمد بن ضیاء قرشی مكی حنفی، ج1، برگ 20 نسخه خطی حرم مكی، ش40 فقه حنفی; او به این خبر اشاره كرده و یكی از مورخان متأخر مكه مفصل آن را آورده است.
     زمانی گذشت و این محل و اطراف آن مقبره بزرگان مكه گردید. در قرن یازدهم درسال 1010 هجری، عبدالمطلب بن حسن ابن ابی نُمَیّ در آنجا دفن شد. در سال 1012 یكی از امرای مكه كه به ظلم و ستم شهرت داشت و نامش ابوطالب بن [حسن ]ابی نُمَیّ بود، آنجا دفن گردید.(*) بر بالای قبر این دو، در نزدیكی قبر خدیجه، قبّه ای ساخته شد. با گذشت زمان صاحب این دو قبر ناشناخته ماندند و خرافه قبر عبدالمطلب جد پیامبر(صلی الله علیه وآله) كه پیش از اسلام در گذشته و قبر ابوطالب بن عبدالمطلب به وجود آمد. پس از آن تاریخ، این سه خرافه به عنوان حقایق ثابتِ تاریخی ثبت شد و نسل های بعدی خبر آن را به زمان ما منتقل كردند. این مسأله تا اندازه ای نفوذ یافت كه وقتی عالمی بزرگ از علمای عصر ما8 سفرنامه پر ارزش "فیمنزل الوحی" را نگاشت، با دیدن وضعیت معلاة عاطفه دینداری بر وی غلبه كرد.. خاطرات مربوط به بزرگان امت در طول سیزده قرن و اندی او را به خود مشغول داشت; همینطور خرافه قبر عبدالمطلب جد پیامبر و ابوطالب عموی آن حضرت و خدیجه همسر او. او این مسأله را دربالاترین حد پذیرفت و خود را از رنج تحقیق و تحفص رها كرد. صفحات زیادی در باره عظمت بزرگانی كه در آغوش این مقبره اند بویژه سه نفر مزبور اختصاص داده از كسانی كه این قبّه های خرافی را خراب كرده اند نكوهش می كند.
[*] خاندان (م922) ابو نمی محمد بن بركات از خاندان های بسیار معروف این دوره تاریخی در حجاز است پس از آن كه خود ابونمی ده ها سال حكومت كرد، فرزندان و نوادگانش برای سال ها حكومت كردند. بر خلاف نظر مؤلف، ابوطالب بن حسن شهرت به تقوا و عدالت داشته است (تاریخ مكه سباعی، ص356). درباره ابوطالب و عبدالمطلب، نكـ : خلافته الاشر، ج1، صص131 ـ 135، ج3، ص86; تاریخ امراء مكه، ص710 ـ 712. "مترجم".
     ای كاش كار به همین جا خاتمه یافته بود. محققانی كه بعد از وی آمدند، مطالب وی را در شناخت آثار مكه و تاریخ آن مرجع قرار داده به طوری كه یكی از مجلات دینی9 از سال ها قبل نوشته ای كوتاه از حج چاپ كرده و از این سه قُبّه در قبرستان معلاة یاد كرده است. كمتر نوشته ای از سوی افراد غیر متخصص در باره این شهر كریم نوشته شده كه نظر موافق نسبت به درستی آنچه در باره قبرستان معلاة گفته شده نداشته باشد; چرا كه مسأله از بُعد عاطفی مورد توجه قرار گرفته است. اما اهل فرهنگ و تحقیق در این دیار در یافته اند كه قبه های مزبور فاقد سند تاریخی بوده و نادرست است.10
     این سخن معروفی است كه آثار تاریخی مبنای بررسی تاریخ قدیم بوده و محافظتاز آنچه درست است، پاسداری از تراث و فرهنگ امت است.
     هر امّتی كه به فرهنگ خود بی توجهی كند، ارتباطش را با گذشته از دست می دهد و خصلت ها و ویژگی هایی كه سبب حفظ هویتش می شود، از میان می برد. امتی كه خصلت هایش را از دست بدهد از بین خواهد رفت.(*)
[*] ترجمه این مقاله در تاریخ سه شنبه 14 / 5 / 1376 در حرم مكی، در كنار بیت الله الحرام به پایان رسید.
 
 
پی نوشت ها  1- مؤلف كتاب "عَلِّموا اولادكم محبة اهل البیت" و كتاب "انّها فاطمة الزهراء".
2- فتح: 18
3- شماره آن "87 سیره" است و 67 برگ دارد. كتابت آن در سال 810 بوده و تصحیح و مقابله شده با نسخه مؤلف است. پایان آن، تاریخ مستعصم عباسی در سال 656 قبل از حمله مغول آمده است. مغلطای كتاب مفصل دیگری در سیره دارد كه نامش "الزهر الباسم فی سیرة ابی القاسم" است و نسخه آن در كتابخانه لیدن در هلند به شماره 370 (فهرست مخطوطات شرقی) موجود است.
4- به معنای سد و در محل مسجد الرایه. "مترجم"
5- سخنرانی وی در سال 1388 در "نادی الوحدة الریاضی" در مكه با عنوان "عبدالله بن زبیر صاحب فكرة فی تاریخ مكه". مجله العرب، ش2، ص865
6- العرب، س 10، ص278
7- بسیاری از مورخان متأخر نوشته اند كه خدیجه در معلاة دفن شده است. تجیبی در سفرنامه اش (در سال 696) نوشته است كه در بخشی از معلاة شعبی بوده كه گفته می شده قبر خدیجه آنجاست. او می نویسد: در آن شعب قبری به چشم نمی خورد، اما می گوید در آنجاست و خدا عالم است. به همین دلیل است كه مورخان می گویند از قبور صحابه جز قبر ام المؤمنین میمونه كه در سرف در خارج مكه است قبری مشخص نبوده. و نیز قبر عبدالله بن عمر در ثنیه اذاخر در سمت باب المعلی. (رحلة التجیبی، ص339); خدا عالم است.
8- مقصود دكتر محمد حسین هیكل پاشا است.
9- "الوعی الاسلامی" كه در كویت انتشار می یابد.
10- منزل الوحی، صص 204 و 205